بنویس؛
از کدام چشمه اشک و بغض می
نوشی؟!
با من بیدار بمان .
با من نجوا کن .
هنوز صدای من در هر لحظه ای ، زنده
است.
لحظه ای که باد وزیدن گرفته
بود و با خود در سوت باد تکرار می شدی ،
آن
جز من نبود .
بنویس
از ماهی که هزاران سال است چشم
به تویی دارد و آن نگاه ، نگاه من است که در جستجوی تو ، در وسعت تو ، به زمین
نشست.
بنویس
هزاران بار باریده ام و به
سکوت رسیدم
تمام بی تابی هایم را در سکوت
شسته ا م و از چشمه نگاه تو ، طعم شادی های زلال و معصوم را نوشانیدی ام .
سخن بگو که درین سکوت ، این
سکوتی که از تو
زنده شد ،
مرد ،
جان گرفت ،
مرد...
با تو غریبه نیست.
" ای دل
چو بجست و جوی و خواری و نیاز وز
زاری و بیـــداری شب هــای دراز
دســت طلبـت
به پــای وصلـش نـرســد جــان میکن
و خون می خور و سر در می باز
ولی بنده از طلب دست بر نداشت
و هر چه مشکل را بزرگ تر می دید همان قدر در به دست آوردن مقصود خویش حریص تر می
گشت " ( احوال و آثار عین القضات ، فرمنش ..)
....
با تو بیگانه نیستم و در جنون
تو و موج هایش ، هزاران بار غرق شده ام و تو را پیشتر از جنون می یافتم .
چه جنون ... چه ... تنها آشوب
تو ، تنها می توانست چون منی باشد که تو را به خودت برساند ؛ کخ تو را از همه چیز
دور کند . تنها جنونی که می شد تو را غرق کند ، خودت بوده ای .
آآآآخ که چه لذتی بیکرانی دارم
و در اوجم .
حالا می دانی جنون را ، سکوت
را ، عشق را که چه وسعتی دارد
هدیه گران بهایی را از جان دلم
به تو تقدیم کرده ام . چون جانش بدار.
بنویس
سکوت تو شکل سکوت من شد و ازین
سکوت به سکوت خودت رسیده ای . خرسندم
بسیاااااااااااار خرسندم
چه بی تابی هایی خوره جانمان
شد ، حالا هر کجا باشیم ، هستیم ، نیستیم .
حالا هر کجا باشی ، به بودن
نیازی نداری و به نبودن نیز .
راز هستی تو را تنها من داشنته
ام که در ساکت ترین کلمه ها با تو همراه خواهم بوده ام .
( مورچه ای دارد ، مورچه مرده
ای را با خود با بیقراری وتب و تاب به این
سو ان سو می دواند .
گمشده ای در مسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر...)
می دانم بی تابی هایم نیز سهم
تو شد اما...
درین تب ها ، هذیان های جانانه
ای ، آتشی شدند که خوب تر بسوزی . ها ها ها ها
به یاد لعل تو و آن دو چشم میگونت ز جام غم می لعلی که می خورم خون است
سخن بگو که کلامت لطیف و
موزون است
با همان لحنی که شجریان می
خواند اولبته .